-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 20:14
بنام خدا خود را شبي در آينه ديدم ، دلم گرفتاز فکر اينکه قد نکشيدم دلم گرفتاز فکر اينکه بال و پري داشتم وليبالاتر از خودم نپريدم دلم گرفتاز اينکه با تمام پس انداز عمر خودحتي ستاره اي نخريدم دلم گرفتکم کم به سطح آينه ام برف مي نشستدستي بر آن سپيد کشيدم دلم گرفتدنبال کودکي که در آن سوي برف بودرفتم ولي ...
مناجات زیبای چشم امید
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 4:48
ندیدم شهی در دل آرایی توبه قربان اخلاق مولایی تو تو خورشیدی و ذره پرور ترینیفدای سجایای زهرایی تو نداری به کویت ز من بینواترندیدم کریمی به طاهایی تو نداری گدایی به رسوایی منندیدم نگاری به زیبایی تو نداری مریضی به بد حالی منندیدم دمی چون مسیحایی تو نداری غلامی به تنهایی منندیدم غریبی به تنهایی تو ندا
خدایا شکرت
-
تاریخ: 1395/9/1 ساعت: 5:10
در كنارم بودي و هرگز نفهميدم تورا .دل به دنيا داده بودم هرچه مي گفتي بيا .از رگ گردن به من نزديكتر بودي ولي.جستجو مي كردمت در مردم آدم نما.صبح و ظهرو عصر و هرشب در تب غفلت گذشت .سال و ماه و هفته و روزم در عمق قهقهرا .خانه ي صدرنگ قلبم با ريا همسايه بود.خانه اي محكم به قدر اعتبار سايه ها .در سراب معب...
شعری زیبا
-
تاریخ: 1395/9/1 ساعت: 5:09
ﺩﻭﺩ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﮐﺴﺮ ﺷﭑﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻧﯿﺴﺖﺟﺎﯼ ﭼﺸﻢ ﺍﺑﺮﻭ ﻧﮕﯿﺮﺩ، ﮔﺮﭼﻪ ﺍﻭﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖﺷﺼﺖ ﻭ ﺷﺎﻫﺪ، ﻫﺮﺩﻭ ﺩﻋﻮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﮐﻮﭼﮏ ،ﻻﯾﻖ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟ﺁﻫﻦ ﻭ ﻓﻮﻻﺩ ﻫﺮﺩﻭ ، ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﻩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺑﺮﻭﻥاین ﯾﮑﯽ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﮔﺮﺩﺩ، ﺁﻥ ﺩﮔﺮ، ﻧﻌﻞ ﺧﺮ ﺍﺳﺖﮔﺮ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﻧﺎﮐﺴﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ، ﻋﯿﺐ ﻧﯿﺴﺖﺭﻭﯼ ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻒ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﻗﻌﺮ ﺩﺭﯾﺎ ﮔﻮﻫﺮ ﺍﺳﺖ
عاشقی
-
تاریخ: 1395/9/1 ساعت: 5:09
عاشقی جرم قشنگی ست مرا دار نزن شده ام عاشق تو، عشق مرا جار نزناي که از راز دل عاشق من با خبریعشق پنهان مرا تهمت انکار نزنشده ام بسته به عشقت ،به يقين میدانیپس تو هم قلب مرا زخمه بسیار نزنخواستم تا که شوم عاشق شیرین صفتتعشق شيرين مرا ، مهر خریدار نزنعاشقم باش عزیزم تو نگو عشق خطاستبه خطا زخم براین عا...
غصه نخور
-
تاریخ: 1395/9/1 ساعت: 5:09
u200d تو خدایـــی داری...که بزرگ است؛ بزرگ...و به قول سهرابـــ: در همین نزدیکیست...ای دل کوچکـــ من...بگذار غم و غصه ببارد...شایدشاید اینبار خـــــدا میخواهد کهپس از بارش غم...وپس از خواندن نامش هردم...آسمان دل تو صـــاف شودونگاهت به همه اهل زمین پاکـــ شود...شاید اینبار خـــدا میخواهد که خودش چتـــ...
عاشق نباشی هیچ نمیفهمی
-
تاریخ: 1395/9/1 ساعت: 5:09
عاشق نباشی حس باران را نمی فهمی فرق قفس با یک خیابان را نمی فهمی عاشق نباشی می روی در جاده ها،اما معنای فصل برگ ریزان را نمی فهمی
نشنو از نی
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 23:52
بگذر از نی, من حکـایــت میــکــنـــم وز جــدایـی هــا شـکـایـت مـیـکـنــمنـی کـجـا ایـن نـــکتـــه هـــا آمـوخته نــی کـجـا دانـد نـیـستـان سـوخـتـه؟بـشـنـــو از مــــن بهـترین راوی منــم راست خواهی,هم نی و هم نی زنمنشنو از نی,نی حصیری بیش نیست بــشـنـو از دل , دل حـریـم کـبـریاستنـی چــو ســوزد خـا...
از دلنوشته های پروفسور حسابی (پدر فیزیك ایران)
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 23:51
بازی روزگار را نمی فهمم!من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.انسان عاشق ز...
بی تو مهتاب شبی باز آن کوچه گذشتم
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 23:51
بی تو مهتاب شبی باز آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهان خانه ی قلبم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید ، عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر کشیدیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب ...
نیایش
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 7:28
نیایش شبانهخدای خوبم .....قسم به لحظهای که دلم را میشکنند و جز تو مرهمی نیست ...قسم به لحظه ای که مرا میفروشند و جز تو خریداری نیست ...قسم به لحظه ای که تنهایم میگذارند و جز تو همراهی نیست ...قسم به لحظه ای که دوستم ندارندو عاشقی جز تو نیست ...من دوستت دارم ..خدای مهربانم ...!مرهمم باش، خریدارم باش،...
یا حضرت رقیه
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 18:29
تو خیمه خواب بودم خیلی آروم که پیچید تو گوشم سر صداشون نمیبردند دگر گوشواره هاموخودم میبخشیدم به دختراشون گذشت و گم شدم تو بیابون آخه از غافله جامونده بودم یکی اومد برم گردوند بابا ولی کاش همان جا مونده بودم بد اخلاقن چقد مردای شامی بجای قلب سنگه تو دلاشون با این دستای سنگینی که دارن دلم میسوزه به ح...
هیچ وقت غم به دلت راه نده
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 18:29
هرکسی هم که تنهایت بگذارداو هرگز رهایت نمی کند...دستان خداوندهمیشه بر شانه های توست!وقتی خدایی این چنین بزرگ و توانا پشتیبان توستچگونه می توانی غمگین باشی؟
الهه درد و احساس
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 18:29
در مورد ظلم هایی که به حضرت زینب شد هر چه بنویسیم کمه زینب علیهاالسلام دختر على و زهرا علیهماالسلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرت تقریبی در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج u200fسالگى مادر خود را از دست داد و ازهمان دوران طفولیت u200fبا مصیبت آشنا گردید. در دوران عمر با بركت u20...
درد دل یک دختر با پدر مفقود الاثرش
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 8:29
ای پیش پرواز کبوتر های زخمیبابای مفقودالاثر، بابای زخمیدور از تو سهم دختر از این بار هم پرپس کی؟ کی از حال و هوای خانه غم پر؟تا یاد دارم برگی از تاریخ بودییک قاب چوبی روی دست میخ بودیتوی کتابم هر چه بابا آب می دادمادر نشانم عکس توی قاب می داداینجا کنار قاب عکست جان سپردماز بس که از این هفته ها سرکوف...
حیف است چنین جانوری زنده بماند!
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 8:36
آن کس که بداند و بخواهد که بداند خود را به بلندای سعادت برساند "آن کس که بداند و بداند که بداند اسب طلب از گنبد گردون بجهاند" آن کس که بداند و نداند که بداند با کوزه آب است ولی تشنه بماند "آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به مقصد برساند" آن کس که نداند و بخواهد که بداند جان و تن خود را...
فلسفه ساده زندگی
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 17:37
سوال هر روز باب اسفنجی از پاتریکﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﻰ : ﺩﺭ ﭼﻪ ﺭﻭﺯﻯ ﻫﺴﺘﻴﻢ؟ﭘﺎﺗﺮﻳﻚ : ﺍﻣﺮﻭﺯﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ : ﺍﻭﻩ ... ﺭﻭﺯ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ من. امروز اولین روز از باقیمانده عمر شماست پس زندگی کنید .
فردا حقیقت ندارد
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 17:37
ساختن واژه ای به نام «فردا» بزرگترین اشتباه انسان بود،از وقتی «فردا » را یاد گرفتیم،همه چیز را گذاشتیم برای فردا.از داشته های امروز لذت نبردیم و گذاشتیم برای روز مبادا...شاید باید اینگونه «فردا» را معنی کنیم....«فردا»روزیست که داشته های امروزت را نداری.پس امروز را زندگی کن.فردا حقیقت ندارد!!!
استاد شهریار
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 17:37
یاران چرا به خانه ما سر نمی زنند آخر چه شد که حلقه بدین در نمیزنند دایم پرنده اند به هر بام و بر دلی دیگر به بام خانه ما سر نمیزنند پنداشتند همچو درختی تکیده ام سنگی از آن به شاخه بی بر نمیزنند چرخد نظام کار به دوران به سیم و زر دستیبه کار مضطر بی زر نمی زنند یا رب چه شد گروه طبیبان شهر ما سر بر من ...
خدا را به شور تماشا کشیدی
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 17:37
تو اون شام مهتاب کنارم نشستیعجب شاخه گلوار به پایم شکستیقلم زد نگاهت به نقش آفرینیکه صورت گری را نبود اینچنینیپریزاد عشق و مهاسا کشیدیخدا را به شور تماشا کشیدیتو دونسته بودی چه خوش باورم منشکفتی و گفتی از عشق پرپرم منتا گفتم کی هستی تو گفتی یه بیتابتا گفتم دلت کو تو گفتی که دریابقسم خوردی بر ما که ع...