
بازی روزگار را نمی فهمم!من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.انسان عاشق زیبایی نمی شود،بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!انسان های بزرگ دو دل دارند؛دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.همه دوست دارند که به بهشت بروند،ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !عشق مانند نواختن پیانو است،ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم ت...
ادامه مطلب
هرکسی هم که تنهایت بگذارداو هرگز رهایت نمی کند...دستان خداوندهمیشه بر شانه های توست!وقتی خدایی این چنین بزرگ و توانا پشتیبان توستچگونه می توانی غمگین باشی؟...
ادامه مطلب
در مورد ظلم هایی که به حضرت زینب شد هر چه بنویسیم کمه زینب علیهاالسلام دختر على و زهرا علیهماالسلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرت تقریبی در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج u200fسالگى مادر خود را از دست داد و ازهمان دوران طفولیت u200fبا مصیبت آشنا گردید. در دوران عمر با بركت u200fخویش، مشكلات و رنجu200fهاى زیادى را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخى چون اسارت و... را تحمل كرد. این سختىu200fها از او فردى صبور و بردبار ساخته بود. معمولا پدر و مادر نام فرزند را انتخاب مىu200fكنند، ولى در جریان ولادت حضرت زینب علیه...
ادامه مطلب
ای پیش پرواز کبوتر های زخمیبابای مفقودالاثر، بابای زخمیدور از تو سهم دختر از این بار هم پرپس کی؟ کی از حال و هوای خانه غم پر؟تا یاد دارم برگی از تاریخ بودییک قاب چوبی روی دست میخ بودیتوی کتابم هر چه بابا آب می دادمادر نشانم عکس توی قاب می داداینجا کنار قاب عکست جان سپردماز بس که از این هفته ها سرکوفت خوردممن بیست سالم شد هنوزم توی قابی ؟!خوب یک تکانی لااقل مرد حسابی!یک بار هم از گیرودار قاب رد شواز سیم های خاردار قاب رد شوبرگرد تنها یک بغل بابای من باشها ! یک بغل برگرد تنها جای من باششاید تو هم شرمنده ی یک مشت خاکیجا مانده ای در ماجرای بی پلاکیعیبی ندارد...
ادامه مطلب
آن کس که بداند و بخواهد که بداند خود را به بلندای سعادت برساند "آن کس که بداند و بداند که بداند اسب طلب از گنبد گردون بجهاند" آن کس که بداند و نداند که بداند با کوزه آب است ولی تشنه بماند "آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به مقصد برساند" آن کس که نداند و بخواهد که بداند جان و تن خود را ز جهالت برهاند "آن کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند" آن کس که نداند و نخواهد که بداند حیف است چنین جانوری زنده بماند!...
ادامه مطلب
سوال هر روز باب اسفنجی از پاتریکﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﻰ : ﺩﺭ ﭼﻪ ﺭﻭﺯﻯ ﻫﺴﺘﻴﻢ؟ﭘﺎﺗﺮﻳﻚ : ﺍﻣﺮﻭﺯﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ : ﺍﻭﻩ ... ﺭﻭﺯ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ من. امروز اولین روز از باقیمانده عمر شماست پس زندگی کنید . ...
ادامه مطلب